ضرب‌المثل‌های انگلیسی

ضرب‌المثل‌های انگلیسی و نقشی که در ترجمه دارند

ترجمه امری است که دانش بالایی می‌خواهد ولی دانستن زبان به‌تنهایی تعیین‌کننده یک ترجمه خوب نیست. در هر زبانی اصطلاحات و کلماتی وجود دارد که ترجمه آن کلمات به‌صورت عادی میسر نیست. واژگان بار معنایی گسترده‌ای دارند و بدون در نظر گرفتن فرهنگ زبان نمی‌توان ترجمه خوبی ارائه داد. ضرب‌المثل‌های انگلیسی از آن مواردی هستند که کار ترجمه را با دشواری مواجه می‌کنند.

یک مترجم خوب بدون دانستن ضرب‌المثل‌های انگلیسی نمی‌تواند مبادرت به ترجمه متون انگلیسی کند. ضرب‌المثل‌ها نقش فرهنگی مهمی در زبان‌دارند. ازلحاظ زبانشناسی نمی‌توان بار معنایی ضرب‌المثل‌ها را نادیده گرفت. استفاده از ضرب‌المثل‌ها موجب جذابیت گفتار و نگارش می‌شود. در تمام زبان‌های دنیا جملات کوتاهی وجود دارد که به‌صورت ضرب‌المثل بیان می‌شود. این ضرب‌المثل‌ها سینه‌به‌سینه و نسل به نسل منتقل می‌شود و شاید کمتر کسی علت به وجود آمدن آن را بداند.

در زبان شیرین فارسی کم نیستند ضرب‌المثل‌های مفهومی که سخن گفتن را جذاب‌تر می‌کنند. لازم به ذکر است که برای غیرفارسی‌زبانان نیز تشخیص مفهوم ضرب‌المثل‌های فارسی بسیار دشوار است. برای انجام ترجمه انگلیسی به فارسی لازم است تا مترجم به هر دو زبان فارسی و انگلیسی تسلط کامل داشته باشد و بتواند ضرب‌المثل را از بقیه عبارات متمایز کند.

نقش ضرب‌المثل‌های انگلیسی در ترجمه

تشخیص ضرب‌المثل در متون انگلیسی به‌سادگی میسر نیست. در نظر بگیرید مترجم تازه‌کار و بی‌تجربه‌ای را که یک متن عمومی را ترجمه می‌کند. به‌راستی چگونه می‌تواند ضرب‌المثل را ازجمله معمولی تشخیص دهد؟ بدیهی است بدون آگاهی از معادل فارسی ضرب‌المثل، جمله موردنظر به صورتی بدون مفهوم ترجمه خواهد شد.

با توجه به اهمیت دانستن ضرب‌المثل‌های انگلیسی برای ترجمه متون، ترجمانو در نظر دارد تا برخی از ضرب‌المثل‌های انگلیسی را به همراه ترجمه و معادل فارسی آن، در اختیار علاقه‌مندان قرار دهد. در ادامه با ما همراه باشید تا با فراگیری ضرب‌المثل‌های انگلیسی، دانش ترجمه خود را ترقی دهید.

ضرب‌المثل‌های انگلیسی به همراه معادل فارسی

زبره به کرمان بردنTo carry coals to Newcastle

توبه گرگ مرگ استYou may end him but you’ll not mend him

هرچقدر پول بدهی همان‌قدر آش می‌خوری. You pay your money and you take your choice

کل اگر طبیب بودی سرخود دوا نمودی Physician, heal thyself

همرنگ جماعت شدنTo go with the stream

آسمان را به زمین دوختنTo move heaven and Earth

مارگزیده از ریسمان سیاه‌وسفید می‌ترسد A burnt child dreads the fire

از چاه درآمدن و در چاله افتادنTo fall from the frying pan into the fire

نمک خوردی نمکدان مشکن  Don’t bite the hand that feeds you

یکی به میخ و یکی به نعل زدنTo run with the hare and hunt with the hounds

کوزه‌گر از کوزه شکسته آب می‌خوردThe shoemaker’s wife goes the worst shod

تا تنور گرم است باید نان پخت   Strike while the iron is hot

حساب حساب است، کاکا برادرBargain is bargain

نابرده رنج گنج میسر نمی‌شود nothing ventured, nothing gained

مثل خر در گل مانده   Like a duck in thunderstorm

با یک گل بهار نمی‌شودOne swallow does not make summer

آب در هاون سائیدن   To milk the ram

کاچی به از هیچ‌چیز استHalf a loaf is better than no bread

خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شوWhen in Rome, do as the Romans do

نه خود خورد نه کس دهد، گنده کند به سگ دهدHe is a dog in the manager

از دنده چپ برخاستنTo get out of bed on the wrong side

بادآورده را باد می‌بردLight come, light go

نانش در روغن استHis bread is buttered on both sides

به ساز کسی رقصیدنTo dance to a person’s tune

شاهنامه آخرش خوش استAll is well that ends well

نخود هر آشی بودن To have a finger in every pie

سرنا را از ته گشاد آن زدنTo put the cart before the horse

آب در کوزه و ما تشنه‌لبان می‌گردیمWe seek water in the sea

روزه شک دار نگیر  When in doubt do nowt/ nothing

احتیاج مادر اختراع استWant is the mother of industry

سگ سگ را نمی‌خوردThere is honour among thieves

کبوتر با کبوتر باز با بازBirds of a feather flock together

بی‌خبری خوش‌خبری استno news is good news

تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزهاThere is no smoke without fire

آب از دستش نمی‌چکدWater does not tickle out of his hand

خواب زن چپ است   Woman’s dreams go by contraries

علاج واقعه قبل از وقوع باید کردa Word before is worth two after

نوشدارو پس از مرگ سهراب آوردنLocking the stable door after the horses are gone

کسی که بچه خود را نزند روزی به سینه خود خواهد زدSpare the rod and spoil the child

یک‌تخته‌اش کم است   He is a button short

هر که را زور در بازوست، زر در ترازوستKings have long arms

آب در هاون سائیدن  To bite a file

شش‌دانگ حواس خود را جمع‌کردنWake up and smell the coffee

چون گردکان بر گنبدLike water off a duck’s back

نگارش اندیشه‌ها، سرمایه آینده استWriting of ideas is the capital of future

با یک تیر دو نشان زدنKill two flies with one flap

خفته را خفته کی کند بیدارLet the dead bury their dead

دست‌وپا چلفتی است His fingers are all thumbs

هرکسی را بهر کاری ساختند  a Willing horse is run to death

آفتابه خرج لحیم کردن استWhy buy a cow when milk is so cheap

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.